22بهمن،فرصت ها و چالش ها

در طی این 7ماه ،حرکتی اعتراضی شروع شده از «رای من کو» و راهپیمایی های سکوت و مسالمت آمیز بدون خشونت ،منتهی شد به درگیری های خونین روز عاشورا!به نظر می رسد اگر اعتقادمان بر این است که این جنبش در پی رسیدن به دموکراسی و احترام به رای و حقوق و شهروندانش است،پس می بایستی با اندیشه دموکراسی و قواعد آن نه تنها آشنا شده،بلکه آن را با زندگی کردنش تمرین کنیم.

در طی این مدت همگی به این نتیجه رسیده ایم که جریان مقابل این حرکت سبز،حال به هر دلیل گفتنی و نگفتنی که بر قسمی از آن آگاه شده ایم و بر قسمی دیگر هنوز نه!،درصدد از بین بردن آن می باشند و تمام سعی و همشان این بوده که آن را به نحوی منحرف و در نهایت سرکوب کرده و از بین ببرند!!و در این راه از انجام هیچ خشونتی ابایی نداشته اند.اما آنچه که می بایست مورد توجه قرار گیرد اسیر نشدن و نیفتادن در دام آنهاست.استفاده از خشونت عریان به معنای هرچه تمام آن ،از طرف ساختاری که همراه با قدرت است،امری دور از ذهن نیست و هیچ چیز عادی تر از آمیختگی قدرت و خشونت نیست.اما اینکه تمسک به همین روش توسط معترضین هم صورت گیرد،آن وقت است که باید اعلام کرد قتل عام دموکراسی به دست افراد جامعه و یا قاتل شدن خود ایشان می انجامد.

این را باید بدانیم که پایداری دور باطل خشونت ،تنها در دست قدرت های موجود نیست که افراد جامعه هم با پیروی از منطق کور خشونت ،نه به عنوان وسیله ای در جهت مقابله با قدرت مرکزی،بلکه به منزله وسیله ای به استحکام دور باطل خشونت کمک می کند.

پس باید بدانیم در ادامه چنین روندی ،این دولت نیست که منبع اصلی خشونت شناخته می شود بلکه نهاد اجتماع است که از خشونت برای بیان اجتماعی خویش استفاده می کند.پس می توان گفت با انهدام دولت و یا تغییر شکل آن و یا تغییر قدرت ،پیشرفتی در مورد نابودی جوهر خشونت حاصل نمی شود؛مادامی که همچنان در ذهنیت و کنش افراد اجتماع باقی بماند!

ناتوانی منطقی ایدئولوژی در تحمل دیگری، به شکل حس کینه توزی خودنمایی می کند،که مثل یک شمشیری که از دو طرف می برد ،همزمان شخصیت فرد و شخصیت طرف مقابل او را مجروح می کند.به عبارت دیگر ،نفرت از دیگری موجب نفرت از خود می شود.لذا ،انسانی که قادر به پذیرش وجود خودش نمی باشد ،خشونت را چون منطقی مثبت و موثر برای انهدام خود و دیگری می داند.پس منطق خشونت،خود به خود به عنوان به وجود اورنده سیاستی است که تمامیت سازماندهی اجتماع را تحت الشعاع خود قرار می دهد؛ که در این صورت هر عمل اجتماعی ،در عین حال عملی در راه تثبیت منطقی خشونت است.ذهنیت خشونت ،نهادهای عینی اجتماع را می آفریند و مکانیسم این نهادها نیز به نوبه خود موجب بقا و تشدید ذهنیت خشونت می شود.بدین ترتیب دور باطل خشونت بسته می شود.

پی ما اگر ما امروز خواهان جامعه ای بر مبنای اصول دموکراسی هستیم ،باید قاعده آن را نیز خوب بدانیم.که اگر قصد ما از همراهی کردن با این حرکت سبز ،رسیدن به آزادی و قانون و در نهایت دموکراسی است باید به قواعد آن هم تن دهیم در غیر اینصورت با افتادن در دام و دور باطل خشونت هیچ به دست نخواهیم آورد جز هزینه هایی جبران ناپذیر!

روز 22 بهمن در پیش است،احتمال خشونت شدید از سوی حاکمیت به سبب موقعیت حساس  سالگرد پیروزی انقلاب ،کمتر است اما گمان ایجاد تحریک و عصبانی کردن نیروهای سبز توسط اقتدارطلبان به هر نحوی چه با شعار ،توهین و تمسخر و در نهایت انجام یک عکس العمل احساسی از سوی سبزها،وباز ایجاد یک سناریو دیگر و بستری برای سرکوب های بیشتر؛ دور از ذهن نیست اما نکته اصلی که همه ما باید در این روز به آن توجه کنیم این است که این ما هستیم که 22بهمن را فرصتی برای تقویت و بازیافتن انرژی برای ادامه مسیر را به وجود خواهیم آورد یا ممکن است با اسیر شدن در نقشه های آنها موجب ضعف آن شویم.

در روز 22 بهمن حضور میلیونی و در کنار یکدیگر ما مهم است!در این چند ماهه بسیار شعار ها دادیم و خواسته خود را بیان کردیم؛در این روز مهم عرض اندام مجدد ماست.قوی،پرشمار و پرصلابت؛ شعار دادن و ندادن مهم نیست، مهم حضور میلیونی سبز هاست که به طور پیوسته از انقلاب تا آزادی که دست در دست یکدیگر حرکت کنیم.

و باز یادمان باشد مشخصه بارز و رمز پیروزی این نهضت سبز و یگانه راه خلع سلاح جریان تندرو،مسالمت آمیز بودن این جنبش و نفی خشونت است!و مدام این را به هم گوشزد کنیم که پیروزی ما در مسالمت آمیز بودن آن است!!در دام خشونت نیفتیم.



3 پاسخ برای این نوشته.

  1. نوشته شده توسط سیامک در فوریه 1, 2010 در 22:36

    به موضوع خوبی اشاره کردی امیدوارم که همه به این سطح از آگاهی برسن که هدف چی بوده.

    پاسخ

  2. نوشته شده توسط ایلیا در فوریه 3, 2010 در 06:28

    خوب دیگه
    وقتی شما دیکتاتور باشی رسانه هم در اختیارت باشه همین میشه اولین شرطشم اینه که سطح آگاهی مردم رو پایین نگه داری
    سالها پیش یه جا یه حرفی زدم که واسم گرون تمام شد ولی اینجا هم میگم
    حکومت هایی که قدرت خودشون رو از جهل مردم میگیرن همشون یه ویژگی مشترک دارن اونم اینه که همه تریبون ها رو تا بن دندان به خودشون وابسته میکنن
    http://ofogheroshan.wordpress.com

    پاسخ

  3. نوشته شده توسط سپيده در فوریه 3, 2010 در 11:54

    اتفاقاً اين برنامه ها خيلي خوبه چون مردم بهتر متوجه مي شوند از همان اول چه كلاهي سرشان رفته.
    با نامه سرگشاده مدرسین و طلاب حوزه علمیه قم و نجف خطاب به مجلس خبرگان به روزم.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.